ميرزا حسن حسينى فسايى

516

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

محاصره بهبهان شكست داده بود ، مورد عنايت فرمود و از رامهرمز گذشته مشايخ اعراب آل خميس را گوشمال داده ، وارد شوشتر گرديد « 1 » و بند شط كارون را كه نزديك به انهدام بود حكم به تعمير فرمود « 2 » و چون وارد بلدهء دزفول گرديد ، محمد خان بلوچ « 3 » كه از جانب اشرف افغان به سفارت روم رفته بود ، به شرف حضور نواب سپهسالار رسيده ، مورد شفقت شده ، به حكومت ، بهبهان و كوه‌گيلويه مقرر گرديد . و در اين منزل ، باز از جانب حضرت شاه طهماسب ، فرمان موضوعى خراسان و مازندران و سيستان و كرمان از ممالك محروسه ايران ، براى سپهسالار رسيد و در طى آن مندرج بود كه بعد از اين ، او را پادشاه ممالك موضوعه گويند و سكهء پول طلا و نقره را كه مخصوص به مواجب سپاه داده مىشود به نام او باشد و سپهسالار تمامت مطالب را قبول نمود جز نام شاهى را كه بر خود روا نداشت ، پس با خاطرى خوش ، از لرستان فيلى گذشته وارد صحراى نهاوند گرديد و عثمان پاشا را شكست داده ، نهاوند را متصرف گرديد كه خبر آوردند ، پاشايان عراق در ملاير مجتمع گشته ، مستعد جنگ نشسته‌اند . روز ديگر نواب سپهسالار از نهاوند كوچ كرده « 4 » ، به ايلغار « 5 » به سپاه رومى رسيده ، آنها را شكست داده ، اموال آنها « 6 » را به سپاه قزلباش قسمت نمود و تا نزديك به همدان آنها را تعاقب فرمود و بسيارى از آنها را بكشت و از همدان به كرمانشاهان رفت و حسن پاشاى والى فرار نموده ، به بغداد شتافت ، پس تدارك تسخير تبريز نموده از ديوان خواجه حافظ ( رحمة اللّه عليه ) تفأل خواست و اين غزل را در صفحهء تفأل خواندند « 7 » : عراق و فارس گرفتى به شعر خود حافظ * بيا كه نوبت بغداد و وقت تبريز است و در غره محرم سال 1143 : براى تسخير تبريز نهضت نمود و در بين راه ، خبر آوردند كه چند نفر از پاشايان رومى در قلعهء « ميان‌دوآب » نشسته‌اند ، نواب سپهسالار با فوجى از لشكر گزيده ، ايلغار نموده ، بيست و دو فرسخ راه را طى كرده ، خود را به روميان رسانيده ، آنها را شكست داده ، به جانب مراغه فرار نمودند و خبر رسيد كه مصطفى پاشا ، والى تبريز و جماعتى از روميان اراده فرار كرده‌اند ، نواب سپهسالار به ايلغار به آنها رسيد ، سه چهار هزار نفر از آنها را بكشت و دو هزار نفر [ را ] اسير نمود . و روز بيست و هفتم ماه محرم همين سال [ 1143 ] : وارد شهر تبريز گرديد و اسيران رومى را مأمور به ارابه‌كشى نمود . و در همين ايام خبر خلع سلطنت از سلطان احمد خان و جلوس اعليحضرت سلطان محمود خان قيصر روم رسيد . و عيد نوروز در سال تنگوزئيل خيريت دليل ، در يازدهم ماه رمضان اين سنه [ 1143 ] :

--> ( 1 ) . در تاريخ نظامى و سياسى دوره نادرشاه ، ( ص 309 ) ، مىخوانيم : ( . . . نادر در 8 شعبان 1142 از شيراز به باشت - ممسنى به رامهرمز و دزفول و خرم‌آباد و بروجرد و نهاوند رفت و با روميان جنگيد و آنان را شكست داد . . . ) . ( 2 ) . تاريخ نظامى و سياسى دوره نادرشاه ، ص 302 . ( 3 ) . تاريخ نظامى و سياسى دوره نادرشاه ، ص 302 و روزنامه ميرزا محمد كلانتر ، ص 10 . ( 4 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 118 ، 119 . ( 5 ) . در متن : ( ابلغارا ) . ( 6 ) . در متن : ( اظها ) . ( 7 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 123 ، 124 .